شماره تماس : 02188757911
امروز پنجشنبه 10 فروردين 1396 ساعت 15:19
لطفا چند لحظه منتظر بمانيد ...

درباره قونيه

راهنماي گردشگري قونيه

قونيه شهر مولانا

 

قونيه يكي از وسيعترين استانهاي تركيه است . مركز آن شهر قونيه در شمال آناطولي در 37 درجه و 52 دقيقه عرض شمالي و 33 درجه و 31 دقيقه طول شرقي به ارتفاع 1027 متر از سطح دريا قرار گرفته است.

به علت واقع شدن آن بر سر راهي كه از سراسر آناطولي را قطع مي كند ، از دير زمان اهميت خود را حفظ كرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

نام شهر در منابع كهن به صورت ايكونيون Icon?on))، كونيوم (Con?um) و استانكونا (Stancona) آمده است. ايكونيون ازكلمه ايكون (Icon) به معني تصوير و صنم گرفته شده است. طبق روايات بر اين شهر ازدهايي چيره شده بود گهگاه به شهر حمله مي كرد و گروهي از زنان ودختران را مي بلعيد. پرسيوس (Perseus) پسر زوپيتر اين ازدها را كشت و مردم شهر را از بلاي او رها كرد. مردم شهر به پاس اين رشادت، تصوير پرسيوس را به يكي از دروازه هاي شهر آويختند. شهر را به مناسبت آن ايكون (تصوير) ، ايكونيون مي گفتند . در دوره روميان اين شهر ايكونيوم خوانده شد .اين كلمه در دوره سلجوقيان به اختصار قونيه خوانده شد. نام شهر در منابع فارسي و عربي به شكل قونيه و در ماخذ غربي به صورت Con?a ، Kon?eh و يا Kon?a در تركي امروز به شكل Konya به كار مي رود. اين وجه تسميه را سكه هايي كه در اثناي حفاري از اين شهر به دست آمدكه بر روي آنها تصاويري از پرسيوس و ازدها ديده مي شود، تاييد مي كند.

قونيه ابتدا تحت سلطه هيتي ها بود، بعد به تصرف فريكيه درآمد و مدتي هم تحت حاكميت ليديه بود. در قرن ششم قبل از ميلاد هخامنشيان ساتراپ هايي داشتند. قونيه در آسياي صغير جزو ساتراپهاي هخامنشي بود كه تا حدي استقلال داشت.

از آثار هيتي ها در قونيه سه اثر عمده باقي مانده است. يكي از آنها در نزديكي بگشهري در 65 كيولمتري جنوب غربي قونيه است كه پينار افلاطون خوانده مي شود و بر روي چشمه اي بنام شده است. معروف است كه مزار افلاطون در قونيه است و ياقوت درمعجم البلدان اين نكته را قيد كرده است.

دومين اثر هم در بگشهري است و آن يك الهه هيتي است كه بوسيله شيرهايي حمل ميشود. سومين آنها در 27 كيلومتري شمال شرقي روستاي ايلگين (ايلغين ) بر سر چشمه يي ساخته شده است. اين اثر در سال 1970 كشف شده و كتيبه هاي هيروگليف دارد.

گزنفون كه به اتفاق هزاران سوار در سال 402 ق.م. از قونيه عبور كرده است ، اين شهر را در منتهي اليه شرق فريكيه قيد كرده است . اين ناحيه بعدها درج نوب فريكيه شمرده شده است.

اسكندر در سال 334 ق.م. پس از شكست دادن هخامنشيان، آسياي صغير را به تصرف خود در آورده است. در ابتداي دعوت مسيح ، پائولوس يكي از حواريون او در اين شهر اقامت گزيده واقامت او بر شهرت واعتبار شهر افزوده است. در عهد تزازن (ترايانوس) امپراطور روم (117 – 98 ميلادي) يهوديان و مسيحيان در آن شهر ساكن بودند.

قونيه را دار المعرفه ، دار الارشاد و دار الموحدين مي خواندند. در زمان سلطنت سلطان علاء الدين كيقباد اول قونيه مطاف عارفان و مجمع اهل معرفت بوده است. در اين عهد سلطان العلما بهاءالدين ، مولانا جلال الدين رومي؛ سيد برهان الدين محقق ترمذي ، اوحدالدين كرماني، شمس الدين تبريزي؛ شيخ محيي الدين بن عرب، شيخ سعد الدين جندي؛ شيخ سراج الدين قيصري، فخرالدين عراقي، شيخ شهاب الدين سهروردي شيخ سعد الدين حموي؛ شيخ بغوي ؛ شيخ نجم الدين رازي از كساني بودند ه از اطراف و اكناف كشورها و شهر هاي اسلامي؛ برخي از آنان بارها ؛ رنج سفر به قونيه را تحمل كرده بودند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پس از آنكه قونيه به دست آل عثمان افتاد حكومت آن اكثرا به شاهزادگان عثماني اگذار شد. ابتدا جم سلطان ، پس از وي عبدالله پسر بزرگ بايزيد پس از مرگ وي شهنشاه و پس از فوت وي شاهزاده محمد ، امارت قونيه را عهده دار بودند. قونيه در دوره آل عثمان وجه سياسي خود را از دست داد اما حيات ادبي و عرفاني اين شهر هنوز ادامه دارد.

يكي از وجهه ها و شاخصه هاي اين شهر ، علاوه بر آنكه پايتخت اولين دولت ترك بوده، آن است كه طريقت مولويه در اين شهر پديد آمده است. سلطان العلما بهاءالدين ، پدر مولانا به دعوت علاء الدين كيقباد اول در سال 617 هجري / 1231 ميلادي در اين شهر وفات كرد و در همين شهر به خاك سپرده شد. پسر او مولانا جلال الدين رومي هم تا سال 672 هجري/ 1273 ميلادي كه سال وفات اوست، در اين شهر زيست و آثار خود را در اين شهر نوشت .

در دوره عثمانيان فقط درگاه مولانا گهگاه تعمير شده ، ديگر آثار دوره سلجوقي و قرامانيان مورد بي مهري قرا گرفته است. بعدا اشاره خواهيم كرد كه در دوره سلطان سليم سوم و بعضي رجال عهد او مساجدي در قونيه ساخته شده است. از جمله آنها مسجد سليميه است كه دو مناره دارد و در نزديكي آرامگاه مولانا واقع شده است و در معماري آن از آثار معمارستان تقليد شده است.

در زمان سلاطين عثماني در طول قرنها حوادث سخت و خونين در قونيه اتفاق افتاده است كه بحث در باره همه آنها در اين مقاله مقدور نيست. در سال 1832 بر اثر جنگهاي عثماني با مصر نام قونيه دوباره بر زبانها افتاد. ابراهيم پاشا پس از غلبه بر سوريه وارد قونيه شد. رشيد محمد پاشا از استانبول براي سركوب او آمد ، ولي خود به دست مصريان اسير شد. به دنبال امضاي تفاهم نامه ي مصريان قونيه را خالي كردند و به كوههاي توروس رفتند. سياحاني كه در اين دوره ها از قونيه ديدار كرده اند از ويراني و بي رونقي آن سخن گفته اند.

در دوره جمهوري مدارس عالي متعدد، دانش سراهاي عالي، و انستيتوها دراين شهر ساخته شده دانشگاه اين شهر ساخته شده، دانشگاه اين شهر هم به نام دانشگاه سلجوق از دانشگاههاي معتبر تركيه است.

از دوره هيتي ها ؛ روميان سلجوقيان ؛ قرامانيان و آل عثمان آثاري در قونيه برجاي مانده كه برخي از آنها كاملا از بين رفته اند و كتيبه ها ، كاشي ها وسرستونهايي از آنها در موزه باستان شناسي قونيه نگهداري مي شوند و بعضي تقريبا از بين رفته اند. به آثار برجاي مانده از پيش از سلجوقيان در سطور پيش به اختصار اشاره شد ، اينك باز به اختصار از بعضي بناها ، مساجد ؛ آرامگاه ها و خانقاههاي مشهور در قونيه كه در دوره سلجوقيان و آل عثمان ساخته شده اشاره خواهد شد. مشهورترين بنايي كه در قونيه مورد توجه همه است و به احتمال زياد اكثر افرادي كه به قونيه سفر مي كنند قصد ديدار آن را دارند. آرامگاه مولانا جلال الدين رومي و خاندان اوست كه امروز « درگاه» خوانده مي شود و موزه يي در درون آن قرار دارد. طبق روايت اين مكان ابتدا گلخانه يي بوده كه سلطان علاء الدين كيقباد اول آن را به سلطان العلما پدر مولانا اهدا كرده و پس از وفات او در سال 628 هجري / 1231 ميلادي جنازه او در آن مكان به خاك سپرده شده است. مولانا جلال الدين هم پس از رحلت در 672 هجري / 1273 ميلادي در كنار پدر دفن شده است. روزي علم الدين قيصر پيش سلطان ولد پسر مولانا رفت و گفت در نظر دارد كه بارگاهي برا ي مولانا بسازد و براي اين كار سي هزار درهم اختصاص داده است. همان روز گرجي خاتون دختر غياث الدين كيخسرو دوم و همسر معين الدين پروانه ، علم الدين را به حضور خواست و چون از تصميم وي آگاه شد هشتاد هزار درهم عطا كرد و علاوه بر آن پنجاه هزار درهم از ماليات قيصريه را هم به اين كار اختصاص داد و بدين سان آرامگاه مولانا با نظارت معماري به نام بدر الدين تبريزي آغاز شد. احتمالا معماري به نام عبدالواحد بن سليم هم در ساختن آرامگاه شركت داشت ، صندوقه يي از چوب گردو كه از شاهكارهاي كنده كاري عصر سلجوقي است ، به روي مزار مولانا ساخته است.

جلال‌الدين محمد بلخي (‎6 ربيع‌الاول 604، بلخ يا وخش - 5 جمادي‌الثاني 672 هجري قمري، قونيه) از مشهورترين شاعران فارسي‌زبان ايراني‌تبار است. نام کامل وي «محمد ابن محمد ابن حسين حسيني خطيبي بکري بلخي» بوده و در دوران حيات به القاب «جلال‌الدين»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» ناميده مي‌شده است. در قرن‌هاي بعد (ظاهراً از قرن 9) القاب «مولوي»، «مولانا»، «مولوي رومي» و «ملاي رومي» براي وي به کار رفته و از برخي از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

مولوي، پيونددهنده ملت‌ها

 

مولوي خود زاده? بلخ يا وخش بود در خراسان بزرگ (که اکنون بخش‌هايي از آن واقع در افغانستان و تاجيکستان است)، و در زمان تصنيف آثارش (همچون مثنوي) در قونيه در ديار روم (واقع در ترکيه? امروزي) مي‌زيست. مثنوي را به گلي تشبيه کرده‌اند که گرچه در يک آب و خاک پرورش يافته، بوي عطرش مشام جهانيان را آگنده‌است. با آنکه آثار مولوي به عموم جهانيان تعلق دارد، ولي ايرانيان و پارسي زبانان بهره? خود را از او بيشتر مي‌دانند، چرا که آثار او به زبان پارسي سروده شده، و از محيط فرهنگ ايراني بيشترين تاثير را پذيرفته‌است. داستانهاي مثنوي عموما با فرهنگ ايران آن روزگار منطبق بوده‌است. داستان کبودي زدن قزويني نمونه‌اي بارز از اينگونه تاثير فرهنگي ايران بر مثنوي و مولوي است.

پارسي گو گرچه تازي خوشتر است  عشق را خود صد زبان ديگر است

آثار مولانا تأثير زيادي روي ادبيات و فرهنگ ترکي نيز داشته‌است. دليل اين امر اين است که اکثر جانشينان مولوي در طريقه صوفي‌گري مربوط به او از ناحيه قونيه بودند و آرامگاه وي نيز در قونيه‌ است.

اي بسا هندو و ترک همزبان  اي بسا دو ترک چون بيگانگان

برخي مولوي‌شناسان (ازجمله عبدالحسين زرين‌کوب) برآنند که در دوران مولوي، زبان مردم کوچه و بازار قونيه، زبان فارسي بوده است.

 

 لينک تورها