شماره تماس : 02188757911
امروز جمعه 31 شهريور 1396 ساعت 18:52
لطفا چند لحظه منتظر بمانيد ...

جاذبه هاي توريستي قونيه

مقبره و موزه مولانا 
پدر مولانا جلال‌الدين (سلطان العلماء) از طرف سلطان سلجوقي به بهاءالدين ولد در سال 1274 يك باغچه هديه شده و اين تربت در سال 1396 با مناره‌اي از چيني روكشي شده است. اين جا كه به عنوان تربه مولانا جلال‌الدين شناخته شده بود در سال 1938 به عنوان موزة مولانا بازسازي شد. در آن درگاهي كه مولانا در آن مزارش است به عنوان پناهگاه استفاده مي‌شده است كه اثرهاني مربوط به زمان مولانا، سازهاي موسيقي، نمونه‌هاي خط و قالي به نمايش گذاشته شده است. 

 


مراسم عرفاني سماع
مولانا در طول عمر خود نه طريقتي را پايه گذاري کرد و نه قوانين امروزي سماع را وضع کرد.او بدون هيچ قانون و قاعده اي ميچرخيد و مي رقصيد، سماع براي اومسيري بود به سوي بهشت ، دري که بسوي آسمان باز مي شود ،پروازي از زندگي به مرگ و از مرگ به جاودانگي . 



يكي از جلوه هاي بي‌نظير مراسم مولانا مراسم سماع است كه در نوع خود طرفداران زيادي دارد. به گونه‌اي كه بحث توريسم عرفاني را جايگزيني براي ديگر گونه‌هاي توريسم در اين منطقه كرده است. مراسم معنوي رقص سماع عشق معنوي انسان و برگشت بنده به حق و رسيدن انسان به ملكوت را متبلور مي‌كند. رقاص سماع در سر يك كلاه (به نشانه سنگ قبر) و بر تن يك عبا (به نشانه كفن) دارد كه با در آوردن خرقه حقيقت واقعي (باطن) جلوه مي‌كند. موقع رقصيدن، با دستاني باز، دست راست به مانند اينكه دعا مي‌كند براي به دست آوردن كرم الهي باز مي‌شود و چشمان با نگاه كردن به دست چپ كه رو به پايين است، لطفي كه از حق گرفته است را با مردم تقسيم مي‌كند. به اعتقاد مردم قونيه كه هر ساله اين رقص را به مدت يك هفته در هفته منتهي به مرگ مولوي برگزار مي‌كنند، رقاص رقص سماع از راست به چپ چرخيده و با 72 دور چرخش به 72 ملت دنيا تمام آفريده‌ها سلام و با مهر و عشق و عطوفت آغوش باز مي‌كند. مردم قونيه مي‌گويند: براساس اعتقادات ما انسان براي دوست داشتن و مورد مهر قرار گرفتن آفريده شده است؛ حضرت مولوي گفت كه تمام عشق‌ها پلي است به عشق الهي.  

تربت و مسجد شمس تبريزي 
در سمت شمالي مسجد شراف‌الدين در داخل پارك شمس قرار گرفته است. اين بنا در 1510 به وسيله امير اسحق گسترده و بازسازي شد. در داخل مسجد تربتي است كه همگان معتقدند اين تربت جايگاه خود شمس تبريز است. شمس تبريزي كه اثر مهمي در افكار مولانا گذاشته است. امروزه تربت ابن‌شيخ بزرگ شمس تبريزي يكي از مراكز اصلي زيارت كنندگان است . 
  
موزة اينچه مناره 
اين مدرسه به نوعي نمايشگر معماري كهن دوران سلجوقيان مي‌باشد كه به عنوان موزة آثار سنگي و چوب و تخته در معرض عموم قرار دارد. اين مدرسه در زمان سلطان سلجوق عزالدين كيكاوس دوم به هدف فراگيري علم حديث بين سالهاي 1258 – 1279 به وسيلة وزير صاحب آنافخرالدين علي بنا شد. اين مدرسه كه در سال 1956 به حالت موزه در معرض نمايش گذاشته شد و هنوز هم داراي سنگهاي قديمي و با ارزش دوران سلجوقي و عثماني است.  

مسجد علاءالدين 

اين مسجد از قديم‌ترين آثار تاريخي دوران سلجوقيان بوده و در روي تبة علاءالدين بنا شده است. در دورة ركن‌الدين مسعود اول سلطان سلجوقي، بنا شروع به ساخته شدن شد و در زمان علاءالدين كيقباد اول به اتمام رسيد (1221). در محوطة مسجد مزارهاي مسعود يك، قليچ آرسلان، ركن‌الدين سليمان دو، غياث‌الدين كيخسرو، قليچ آرسلان چهار و غياث‌الدين كيخسرو سه قرار دارد.
مسجد سلطان سليم 
اين مسجد در كنار موزة مولانا قرار دارد. ساختن اين بنا در زمان شاهزادگي دوم سلطان سليم و همزمان با فرمانداري قونيه در سال 1558 شروع و در 1587 به پايان رسيد. اين اثر معماري نمونه‌اي از زيباترين آثار كلاسيك عثماني در قونيه مي‌باشد. 

كاخ سلجوقي 
اين كاخ در دوران سلطان قليچ آرسلان دو (1156 – 1192) بنا شده و به وسيلة سلطان علاءالدين كيقباد گسترش يافت. اسم ديگرش كاخ علاءالدين است. ديوارهاي كاخ به شكل دو طبقه و به وسيلة چيني تزيين شده است. از بنا تنها قسمت بر پاي مانده يك طرف ديوار كه اكنون تحت حفاظت مي‌باشد. 

سله 
سله در تمدن آناطولي داراي جايگاه مهمي مي‌باشد و مكاني است كه مركز فرهنگ‌ها بوده است. 
سله مكاني است كه از ثروتهاي طبيعي و تاريخي، معماري شهر و سكنا گزيني زيبايي برخوردار بوده است. 
در اين مكان عادت و رسوم، باغ و باغداري آنان از طرز خاصي برخوردار مي‌باشد. 
در سال 327 مارد كنستانتين امپراتور بيزانس، هلنا، در راه قدس به مقصد حج كردن از قونيه گذر مي‌كند. و در قونيه اولين معبدها و مكانهاي مسيحيان را مي‌بينند و به اين سبب در سله تصميم‌ به بنا كردن يك معبد مي‌كند و شخصاً در بنا كردن پايه‌هاي اين معبد شركت مي‌كند. كليساي آيا النا در طول عصرهاي طولاني تاكنون هنوز هم در معرض نمايش قرار دارد. علاوه بر اين آثار، در اين منطقه آثار با ارزش اسلامي از دوران سلجوقي و عثماني، حمام حاجو آقا، حمام صوباشي و تاش جامع ديده مي‌شود. 

مقبره ي آتش باز ولي 
مدفن آشپز و خدمتكار وفادار مولانا است و در نزديكي مرام قرار دارد. در مورد آتش باز نيز داستان هايي بر سر زبان هاست كه صحت آن مي تواند مورد ترديد باشد. هرچه كه هست نام آتش باز كنايه به همين داستان هاست. 

کاپادوکيا
منطقه اي که در زمانهاي قديم به نام کاپادوکيا شناخته مي شد محل برخي از خارق‌العاده‌ترين عجايب طبيعت است و شامل استانهاي آکساراي، نوشهير، نيغده، قيصري، و کيرشهير مي باشد. براي بيشتر مردم، نام کاپادوکيا يادآور شهرها و نواحي مجاور اوچ حيصار، گورمه، آوانوس، اورگوپ، درين‌کويو،کايماکلي و ايهلارا است جايي که زمين طي ميليونها سال به شکلهاي فانتزي درآمده است. "دودکشهاي پريان" که روح زده به نظر مي رسند و شهرها و پرستشگاههايي که تا عمق چندين متري در داخل زمين گسترده شده اند همگي در محيطي فرا زميني و معنوي احاطه شده اند. 
به نظر مي رسد که فوران آتشفشاني در اواخر دوره ميوسين، کمتر از 70 ميليون سال قبل، آغاز شد که گدازه ها از آتشفشان جاري شده, و در درياچه هاي نيوجين فرو ريختند. فلات توف {نوعي سنگ آتشفشاني پر خلل و فرج} از مواد خارج شده از آتشفشانهاي اصلي شکل گرفته که با فورانهاي آتشفشانهاي کوچکتر و خفيفتر بطور پيوسته تغيير يافته است. 
از اواخر دوران پليوسن به بعد، اين لايه هاي توف که در معرض فرسايش با باران و آبهاي درياچه ها و رودخانه ها قرار داشتند( بويژه کيزيليرماک) منجر به چيزي شدند که ما اکنون آنرا مي بينيم. سيلاب سرازير شده از کناره هاي دره ها همراه با بادهاي شديد، سخره هاي آتشفشاني نرمتر را که در معرض انواع عوامل سخت تر قرار داشتند از جا کنده و شکلهايي معروف به "دودکشهاي پريان" بوجود آوردند که چندين نوع از آنها در کاپادوکيا وجود دارند ، مخروطي، نوک تيز، ستوني، قارچ مانند و حتي نوعي که به نظر مي رسد کلاهي بر سر گذاشته است. 
منطقه کاپادوکيا از زمانهاي ماقبل تاريخ محل سکونت بوده است. شواهد اين امر فراوان است، اما بهترين نمونه هاي آن در کوشک هويوک در نيغده و عاشيکلي هويوک در آکساراي و همچنين در غار سيولک در نوشهير کشف شده اند. طي اوايل عهد برنز، کاپادوکيا به لطف تجارت گسترده, تحت نفوذ تمدن آشوري قرار گرفت و طي آن دوران بود که نوشتن رايج گرديد. محققين گنجينه هايي معروف به "سنگ نبشته هاي کاپادوکيا" يافتند ? لوحه هاي سفالي به خط ميخي که متن آن حاکي از مقررات مالياتي، نرخهاي بهره، قراردادهاي ازدواج، اختلافات تجاري و نظاير آن بودند. هاتي ها، پس از آن هتيت ها، فريجيه‌ها، ايرانيان، رومي ها، بيزانسي ها، سلجوقيان، و عثمانيها همگي مسحور جاذبه کاپادوکيا شدند و اثري از حضور خود را در آنجا باقي گذاشتند.